امتحانات

الان توی کافی نت تو زهک نشستیم . . داریم در مورد ادبیات تحقیق می کنیم ...... فردا ساعت 8 هم امتحان داریم....... بگذریم اومدم بگم وایسا دنیا من میخوام پیاده شم ...... از چی بنالی ......... از ادمای خوابگاه نفرین شده هجرت (البته بعضی هاشون) ........ از کارهای دانشجویی که پدر آدمو در میارن یه ریال پول به ادم بدن ........... از امتحانا ........ از شهر عجیب غزیب زهک ...... خدا کن این 3 هفته زود تمام شه بریم راحت شیم...... ایام امتحانا خیلی سخت می گذره مخصوصا شبای امتحان .... زندگی خوابگاهی خیلی سخته ... به بچه های که میرن خونه هاشون میگم که قدر خونه رو بدونید ....... که یه ساعت خونه بودن به 8 ترم زندگی خوابگاهی می ارزه ...

فعلا بای

دل نوشته من

سلام..یه دل نوشته آماده کرده بودم دلم نیومد که از شما پنهونش کنم...امیدوارم از این دل نوشته که از خودمه خوشتون بیاد..نظر یادتون نره....

 

 

خسته ودلگیرتر ازدیروزم ....ندارم نای نفس کشیدن رنجورتر ازهرروزم

در امتدادلحظه های تنهاییم تنهاتر میشوم.....این است سودای هرروزم

به هر کسی دل دادم ساکن دل کردم.....سودای عشق رابرایشان ازبرکردم

افسوس که نصیبم فصل جدایی شد.....به گمانم روزهایم شبیه تاریکی شد

خدایا خود میدانی که چه دلگیرم.....به خدائیت قسم که فقط خواهم که بمیرم

نمیخواهم که بدانم خاک تنم چه شود....یا زپاره کفنم کفنی ساخته شود

دربرکه ی دنیا چیزی نصیبم نشد.....من بی نصیب بودم در این شهرکسی همسفرم نشد

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

 

 

بابایی روزت مبارک