برای بهترین دوستانم ...


برای بهترین دوستانم ...

 

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.


ادامه نوشته

چند تا شعر باحال!!!

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن / هر چه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن

 

 

نیش دوست از نیش عقرب بدتر است / پس بزن عقرب که دردش کمتر است

 

 

خدایا ما اگر خطا کنیم تو را بنده ی نیک بسیار است تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟

 

 

آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند !        جرج برنارد شاو

 

 

یک شبی مجنون نمازش راشکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود  / فارغ از جام الستش کرده بود

گفت یارب از چه خارم کرده ای ؟ / بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟

خسته ام زین عشق دل خونم نکن /  من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم  / عاشق و لیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم / در رگت پنهان و پیدایت منم

سال ها با جور لیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی

 

چگونه در سنين مختلف، چشمانی زيبا داشته باشيم!



چگونه در سنين مختلف، چشمانی زيبا داشته باشيم!
بعضی افراد بر این عقیده‌اند كه چشمان هر شخصی، دریچه‌ای به سوی دورن وی است، اما برای آن كه به این نتیجه منحصر به فرد دست پیدا كنیم، بهتر...
ادامه نوشته

به به بر این مژده گر جان فشانم رواست.

دلم ازتو چون نرنجد که به وهم گر نگنجد     که جواب تلخ گویی تو بدین شکر دهانی

فکر نفرین تو در ذهن غزل هایم بود    که دگر تاب نیاوردمو سوزاندمشان

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم    چشم تیمار تو را دیدم و بیمار شدم

هر که را اسرار حق آموختند       مهر کردند و دهانش دوختند

من دیوانه چو زلف تو رها می کردم    هیچ ئلایق ترم از حلقه زنجیر نبود

مگذران روز سلامت به ملامت حافظ        چه توقع ز جهان گذران میداری

دلم بیمار و یار چشم بیماری پرستارش     پرستاری چنین یا رب چه باشد حال بیمارش

 

فقر

تو به من خندیدی . . .

و نمی دانستی . . .

که من به چه دلهره از باغچه همسایه آن سیب را دزدیدم . . .

باغبان از پی من تند دوید . . .

سیب را دست تو دید . . .

غضب آلود به من کرد نگاه . . .

 

 سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک . . .

 

و تو رفتی و هنوز . . .

سالهاست در گوش من آرام آرام . . .

خش خش گام تو تکرار کنان . . .

می دهد آزار . . .

و من اندیشه کنان . . .

غرق این پندارم . . .

که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت . . .