من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن / هر چه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن

نیش دوست از نیش عقرب بدتر است / پس بزن عقرب که دردش کمتر است 

خدایا ما اگر خطا کنیم تو را بنده ی نیک بسیار است تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟ 

آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند !
جرج برنارد شاو

یک شبی مجنون نمازش راشکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود / فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یارب از چه خارم کرده ای ؟ / بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟
خسته ام زین عشق دل خونم نکن / من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم / عاشق و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم / در رگت پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی